پیشنهاد می کنیم از دست ندید !!!
جهت رزرو بلیط و کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید.
انجمن افراز ; جایگاه دوستداران فرهنگ و هنر اهورایی ایران زمین
حذف سلسله شاهنشاهی از کتب درسی
روزنامه جوان نوشت:
معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش گفت: سلسله شاهنشاهی از کتابهای درسی تاریخ حذف شده است.
حجتالاسلام محمدیان افزود: شاه را حذف نکردهایم بلکه سلسله شاهنشاهی را از تاریخ کشور حذف کردهایم.
وی خاطرنشان کرد: در کتابهای درسی و آموزش تاریخ، توجه به رویکرد تحلیلی مطرح است.
معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه رویکرد کتابهای درسی توصیفی است، افزود: در حال حاضر دانشآموزان تاریخهای مختلف از قبیل تاریخ تولد و مرگ پادشاهان و وقوع یک حادثه تاریخی را به خاطر میسپارند.
حجتالاسلام محمدیان اضافه کرد: به طور معمول ذهن دانشآموزان انباشته از عدد و رقم است در حالی که معتقدیم در آموزش تاریخ باید به چرایی آن پرداخته شود تا بتواند چراغ راه آینده ما و آینهای از گذشتگان باشد.
وی گفت: در تاریخ به عنوان آینه گذشتگان به نام شاهان نیز اشاره میشود ولی در کنار آنها مردم نباید غایب باشند بلکه باید حضور داشته باشند.
گروه مردم امرداد: پس از به تاراج بردن نام شعرا و نمادهاي ايراني اكنون نوبت بادگيرهاي يزدي است. شايد باور نكنيد اما حقيقت دارد اين عكسها، بخشي از جاذبههاي گردشگري «دبي» است.
همهي ما وقتي خانههاي خشتي و چند بادگير ميبينيم ياد «يزد» ميافتيم. هزاران سال است كه به شوند آب و هواي كويري، خانههاي يزدي چنين ساخته ميشود. اما اگر سري به «دبي» بزنيد، شهري كه پيشينهي آن بسيار كم است، شگفت زده ميشويد وقتي بادگيرهاي يزدي را بر روي برخي سازهها ميبينيد! هزاران گردشگر خارجي هرماه به اين شهر ميروند و هزاران عكس از اين بناها ميگيرند و آن را به عنوان نمادي از «دبي» باور ميكنند چرا كه از ميان اين گردشگران شمار كمي ايران و شمار كمتري يزد را ديدهاند.


رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در مراسم زنگ ملي گردشگري در دبيرستان شهيد مفتح تهران از تلاش براي ثبت جهاني عيد نوروز با همکاري هفت کشور خبر داد.
به گزارش ميراث آريا (chtn) ، در مراسم زنگ ملي گردشگري همچنين رهي معاون آموزش و نوآوري وزرات آموزش و پرورش و يزداني معاون پرورشي اين وزارتخانه نيز حضور داشتند.
همچنين در اين مراسم حسين فاضلي معاون سرمايه گذاري و سرپرست معاونت گردشگري، مقيسه مدير کل حوزه رياست، شعباني مدير کل گردشگري داخلي، پوينده مدير کل گردشگري خارجي و جهانيان دبير زنگ ملي گردشگري حضور داشتند.
در اين مراسم حميد بقايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري سه سوال براي دانش آموزان طرح کرد و وعده داد که 14 نفر از برندگان ميهمان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در سفر به مشهد مقس باشند. بقايي همچنين تمامي دانش آموزان اين دبيرستان را به تور يک روزه الموت دعوت کرد.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري همچنين به تشريح روند ثبت آثار تاريخي در يونسکو پرداخت و از دانش آموزان خواست تا آثار ثبت شده جهاني ايران را به تفکيک تعداد آثار ثبت شده قبل و بعد از دولت نهم بيان کنند.
بقايي سپس گفت: علاوه بر تلاش سازمان در جهت ثبت آثار تاريخي، ميراث معنوي کشور نيز به ثبت ملي رسيده است.
وي در بخش ديگري از سخنان خود از تلاش ايران براي ثبت سه اثر بازار تبريز به عنوان بزرگترين بازار سرپوشيده جهان بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي و محوطه تاريخي هگمتانه همدان خبر داد.
معاون رئيس جمهور افزود: تلاش مي کنيم که عيد نوروز که نخستين اثر معنوي ثبت شده ملي است را با هماهنگي هفت کشور ثبت جهاني کنيم .
وي سپس از دانش آموزان خواست تا سه اثر ميراث معنوي که ثبت ملي شده اند را نام ببرند سوال ديگر بقايي از دانش آموزان بيان سه نوع توريسم بود.
بقايي سپس توريسم مذهبي را براي دانش آموزان توضيح داد و افزود: 400 هزار نفر از شيعيان کشورهاي کويت و بحرين به زيارت امام رضا آمده اند که اين ظرفيت بزرگ گردشگري مذهبي ايران را مي رساند.
موسسهي خورشيد راگا برگزار ميكند :
دورهي آموزشي
تاريخ پيدايش و تکامل من پارسي
(رويکردي ميان رشتهاي به روند شکلگيري هويت ايراني)
دكتر شروين وکيلي
گام نخست : سرآغازهاي پيشازرتشتي
نشست نخست: : فشردهي تاريخ ايران زمين (3000-1200 پ.م)
نشست دوم : ساختار اجتماعي جوامع کشاورز اوليه و پيکربندي مفهوم"من"
نشست سوم : اشعار، متون ديني، حقوق و داستانها
نشست چهارم : قدرت، لذت، بقا و معنا در جامعهي کشاورز آغازين
آغاز دوره : يکشنبه 12/7/1388
زمان : يکشنبهها، ساعت5:30 تا7:30 پسين
مدت دوره: چهار نشست دو ساعته
جايگاه : خيابان وليعصر، كمي بالاتر از تقاطع مطهري، روبروي قنادي هتل بزرگ تهران، جنب بانک ملي، پلاک 864، موسسهی ماهان
مدير دوره : فرشيد ابراهيمي (هماهنگي و نامنويسي)
1146936 - 0919
قرار بود همه ساعت 11:30 دقیقه شب میدان ونک باشیم.دیدن دوستانی که آخرین بار در سفر قبلی دیده بودمشون خیلی دلچسب بود،خیلی ها روهم نمیشناختم،آخه قرار بود یه تور مسافرتی همراه با ما به این سفر بیان.با آمدن اتوبوس ها همه با هم برای سوار شدن حرکت کردیم.قرار شده بود بچه های انجمن و اعضاء تور داخل 2 ماشین مجزا و 1 ماشین با ظرفیت کمتر برای افرادی که در آخرین روزها به جمع ما پیوسته بودن .مهرنوش تنگستانی و کیوان افشین جو هم پیوسته در حال سرکشی به داخل ماشین ها بودن که کسی اشتباه سوار نشه.وقتی تقریبا همه مستقر شدن مهرنوش تنگستانی با کنترل کردن نهایی چون ظاهرا همراه ما به سفر نمی آمد از همه خداحافظی کردو رفت،کیوان افشین جو و کاوش ساعی که رهبری تور را بر عهده داشتن همراه افراد تور به راه افتادن و بالاخره سفر شروع شد.بعد از طی کردن کمی از مسیر برای آشنایی بچه ها با جایی که قرار بود بریم یه فیلم راجع به تخت سلیمان روی تلویزیون های اتوبوس به نمایش در اومد.بعد از اتمام فیلم گروهی که ظاهرا هنوز فکر خواب رو نداشتند مشغول صحبت با هم شدن گروهی هم خودشونو برای خواب آمده می کردن.
طرفای ساعت 8 صبح بود که به تخت سلیمان رسیدیم.خوشبختانه بیشتر بچه ها با اطلاع قبلی همراه خودشون لباس گرم آورده بودن چون سرمای اون روز صبح در تخت سلیمان خارج از حد تصور بود.آسمان تخت سلیمان پر از ابرهای پراکنده بود و به خاطر کوه های سر به فلک کشیده ای که مثل نوار دور تا دور تخت سلیمان کشیده شده بود خورشید به طور کامل طلوع نکرده بود.تو اون هوای خنک و سردی که همه بچه ها رو از حالت خواب آلودگی بیرون آورده بود خوردن یه نوشیدنی داغ برای صبحانه بهترین وسیع و گاها سبزی که دور تا دور تخت سلیمان رو احاطه کرده بودن منظره زیبا و دل نوازی رو به اون منطقه می داد که بچه ها رو مجاب به عکس برداری از اون می کرد.تخت سلیمان هم بالای یکی از همین تپه ها قرار گرفته بود که از منطقه ای که ما در اون قرار داشتیم فقط یک دیوار و 2 دروازه از اون پیدا بود.بعد از صرف صبحانه همه به تدریج به سمت تخت سلیمان حرکت کردیم.در حال بالا رفتن از تپه نهر آبی که با سنگ و رسوبات پوشانده شده بود توجهمو به خودش جلب کرد که مسلمان ها بعد از دیدن تخت سلیمان اون رو به اژدهایی که تبدیل به سنگ شده بود تشبیه کرده بودن.بعد از ورود به تخت سلیمان اولین منظره ای که توجه همرو به خودش جلب می کرد دریاچه بود که مثل یک گوهر زیر تلولو های خورشید در حال درخشیدن بود.بخاری که از روی دریاچه خارج می شد به اسرار آمیزی و زیبایی اون می افزود. برای کسب اطلاعات بیشتر از آثار موجود در منطقه راهنمایی از مجموعه تخت سلیمان به گروه اضافه شد.بر طبق گفته های راهنما افسانه های زیادی منطقه تخت سلیمان رو در بر گرفته،گرچه این افسانه ها همه از ذهن های خیال پرداز نشئت گرفته اما باعث جلب توجه پژوهشگران و در نتیجه کشف آثاری مانند 8 برج نگهبانی در زمان ساسانیان شده که بر طبق افسانه ها تخت بلقیس نام گذاری شده بود.راهنما بعد از توضیح درباره ویژگی های دریاچه به شرح کاخی که در زمان ایلخانی کنار دریاچه احداث شده بود و آتشکده آذر گشنسب پرداخت.این مکان مقدس مهمترین آتشکده در زمان ساسانیان به شمار می رفته و تنها موبدان زردشتی حق ورود و نیایش داشتند.از جمله مراسم مقدسی که در آن زمان در این آتشکده اجرا می شده می توان به <<گاهان بار>> اشاره کرد که قرار بود در همان روز در آتشکده توسط دو موبد زردشتی و جمعی از زردشتیان اجرا شود.مراسم به خوانش اوستایی آغاز و در پایان با دعا پایان یافت.بعد از پایان مراسم به به سمت معبد آناهیتا که در کنار آتشکده واقع شده بود رفتیم که با توضیحات کاووش ساعی درباره معبد همراه شد.در گذشته در کف معبد نهر آبی جاری بوده که موبدان در سکوت همراه به نوای دلنشین جاری شدن آب به راز و نیاز می پرداخته اند.
بعد از دیدن کردن از معبد آناهیتا افراد گروه به بررسی دقیق تر و گشت و گذار در منطقه مشغول شدند.بعد از صرف ناهار در تخت سلیمان همگی سوار ماشین شدیم و به دیدن زندان سلیمان رفتیم.زندان سلیمان مکانی در 3 کیلومتری تخت سلیمان در بالای تپه ای مرتفع که به شکل مخروطی نمایان است.با توجه اطلاعات تابلو راهنما این مخروط با قطر 65 متر و عمق تقریبی 80 متر مربوط به دوران مانا هاست که در زمان رونق آتشکده به عنوان قلعه نگهبانی استفاده می شده است.در گذشته داخل آن پر از آب بوده.به خاطر وجود گازهای گوگرد دار در آن امکان ورود به بدون تجهیزات ممکن نیست.به خاطر سست بودن لبه های مخروط و احتمال ریزش آن افراد گروه مجبور به بودند در دسته های 3 تایی به دیدن از آن بپردازند.به دلیل طولانی بودن زمان برگشت فرصت برای دیدن از بقیه آثار منطقه شیذ نماند. به یقین این سفر برای افرادی که برای اولین بار قصد آن را کرده بودند به عنوان سفری خاطره انگیز باقی خواهد ماند.
امیرحسین مرادی فر
گروه گردشگری انجمن افراز برگزار می کند:
برگزاری سفر ویژه یک روزه به آتشکده آذرگشنسب
(محل: بین زنجان و تکاب)
جهت بازدید از مراسم گاهنبار"پیته شهم گاه" و زندان سلیمان
در 27 شهریور ۱۳۸۸ توسط گروه گردشگری
این مراسم با حضور موبدان بزرگ زرتشتی در این مکان برگزار میشود

حرکت ساعت ۲۴:۰۰ روز ۲۶/۰۶/۱۳۸۸ و بازگشت ساعت ۲۴:۰۰ روز ۲۷/۰۶/۱۳۸۸ از میدان ونک تهران
وسیله نقلیه: اتوبوس یا مینی بوس توریستی (بنا به تعداد ثبت نام)
پذیرایی: صبحانه، عصرانه
خدمات: بیمه نامه، ورودیه ها
هزینه سفر برای هموندان 17000 تومان و برای ناهموندان 19000 تومان
تلفن: 09126235039
توضیح پیرامون تخت سلیمان (آذرگشنسب)
تخت سلیمان یا شهر گنجک (شیز) در 45 کیلومتری شمال شرقی شهرستان تکاب در یک دره ی سرسبز در بلندی 3000 متری, سرشار از جاذبه های کم نظیر طبیعی- تاریخی واقع شده است که قله 3200 متری بلقیس در آنجا قرار دارد. ویرانی های بجا مانده از آتشکده آذرگُشنَسب (آتشکده پادشاهان و جنگاوران) بر پیرامون دریاچه ای همیشه جوشان و بر روی صخره ای سنگی ناشی از رسوبات آهکی دریاچه, در میان برج و باروی سنگی, آثار معماری خاص مانند چهار طاقی آتشکده و سازه های آیینی وابسته بدان, نیایشگاه آناهیتا, کاخهای دوران ساسانی و ساختمان هایی مربوط به سلاطین ایلخانی قرار دارد.
توضیح پیرامون جشن گاهان بار
در آیین زرتشت اعتقاد بر این است که «اهورامزدا» جهان مادی را در شش مرتبه آفرید و آن را «شش گاهان بار» می گویند و با زمزمه سرودی آن را جشن می گیرند و خدا را ستایش می کنند مراسم هر «گاهان بار» به مدت پنج روز ادامه می یابد. گاهان بارها را جشن های فصلی نیز می نامند، زیرا به طبیعت و کشاورزی مربوط است و نشان دهنده شش مرحله آفرینش آسمان، آب، زمین، گیاهان، جانواران و انسان است.
جشن های گاهان بار جزء جشن های مذهبی زرتشتیان محسوب می شود، در بامداد روز اول هر گاهان بار، در آدریان یا آتش ورهرام هر شهر، موبدان و مردم گرد هم می آیند و سرودهای اوستا را می خوانند پس از آن «لرک»- مخلوطی از هفت میوه خشک- پخش می کنند، «لرک» را روی چادری پهن و آن را با دانه انار و چند شاخه درخت مورد تزئین می کنند.
گاهان بار ها عبارتند از:
- گاهان بار یو زرم (از دهم تا چهاردهم اردیبهشت ماه آفرینش آسمان)
- گاهان بار میدیو شهم گاه (Maedio Shahem) ( از هشتم تا دوازدهم تیر ماه،آفرینش آب)
- گاهان بار پیته شهم گاه (Paete Shahem) (از بیست و یکم تا بیست و پنجم شهریور ماه، آفرینش زمین)
- گاهان بار ایالرم گاه(Yalhrwrm) (از بیستم تا بیست و پنجم مهر ماه، آفرینش گیاهان)
- گاهان بار میدیاریم گاه (Maeiarem) ( از دهم تا چهاردهم دی ماه، آفرینش جانوران)
- گاهان بار همس پت میدیم گاه (Hamas Path Meadem) (از بیستم تا بیستم چهارم اسفند ماه، آفرینش انسان)
دوم سپتامبر (12 شهريور) زادروز پارسي (تاجيك) بزرگ، احمدشاه مسعود است كه در سال 1953 (15 روز پس از براندازي 28 امرداد 1332) به دنيا آمد و نهم سپتامبر 2001 (دو روز پيش از رويدادهاي 11 سپتامبر در آمريكا) با انفجار بمبي كه در دوربين عكاسي يك مصاحبه گر رسانه كارگذارده شده بود در ايالت تخار افغانستان كشته شد و ماه بعد نيروي نظامي آمريكا وارد افغانستان شد كه هنوز در آنجاست.
![]() |
| احمدشاه مسعود |
احمدشاه مسعود يك ناسيوناليست مسلمان بود كه همانند پدرش سرهنگ دوستمحمدخان آرزو داشت پارسيان بار ديگر يكپارچه شوند - دست كم از طريق وحدت فرهنگي. او با مداخله خارجي در افغانستان مخالف بود و آن را عامل سيه روزي مي دانست و برپايه همين اعتقاد با مداخله شوروي در افغانستان مبارزه كرد و پس از خروج شوروي از افغانستان وزير دفاع اين كشور شد و بعد فرمانده ايستادگي مسلحانه در برابر طالبان كه آنان را هم عامل عقب ماندگي مي دانست. مسعود بارها از تلاش دکتر محمد مصدق به ملي كردن نفت ايران و طرد نفوذ بيگانه تجليل كرده آن را در رديف بپاخيزي پدرخود و تاجيكان در فرارود در نيمه اول قرن 20 بر ضد شوروي خوانده بود.
در پنجاه و پنجمین زادروز احمدشاه مسعود، اصحاب نظر با توجه به افزايش ديدارهاي سران سه دولت پارسي زبان (ايران، تاجيکستان و افغانستان) تحقق آرزوي مسعود را بعيد نمي دانند و مي گويند که همکاري ها و همبستکي فرهنگي ايران و تاجيکستان به اوج خود نزديک مي شود. اين اصحاب نظر در عين حال تاجيکستان را يکي از معدود کشورهاي بي دشمن جهان دانسته و گفته اند که در اوت 2008 رهبر چين در شهر دوشنبه با اشتياق تمام قراردادهاي متعدد با امامعلي رحمان رهبر تاجيکستان امضا کرد که اجراي آنها به رشد و پيشرفت تاجيکستان خواهد انجاميد.
![]() |
| احمدي نژاد، رحمان و کرزاي سران سه دولت پارسي زبان درکنار هم |

اين جانور استثنايي و شگفتانگيز در حالي براي بقاي خود بشدت نيازمند توجه ايرانيان است كه متاسفانه شكار طعمههايش، بخصوص قوچ، ميش، آهو، كل و بز زندگي اين جانور را در مخاطره قرار ميدهد و احداث جادههاي بدون ارزيابي و غيراستاندارد نيز باعث افزايش تلفات يوزپلنگها براثر برخورد با خودروهاي عبوري ميشود. احتمال انقراض اين موجود استثنايي وكم توجهي ما انسانها به اين شاهكار خلقت موجب شده 9 شهريور به عنوان «روز ملي حفاظت از يوزپلنگ ايراني» پيشنهاد شود تا دوستداران حفظ محيط زيست اين مرز و بوم با انجام فعاليتهاي نمادين و معرفي يوز، در جهت حفظ اين گربهسان در حال انقراض تلاش كنند.
در حال حاضر در قاره آسيا، ايران آخرين سنگرگاه يوزپلنگ محسوب ميشود. به طوري كه تنها 70 تا 100 قلاده از جمعيت جهاني 9000 تا 12000 قلادهاي يوزپلنگها در دنيا، در خارج از قاره آفريقا و فقط در ايران وجود دارند. به همين دليل 9 شهريور از سوي حاميان يوزپلنگ ايراني، روز حفاظت از اين جانور شگفت انگيز نام گرفته است. دليل نامگذاري اين روز مربوط به يكتراژدي است كه در همين تاريخ در سال 1373 رخ داد. در آن روز، يوزپلنگ ماده اي همراه با 3 توله چندماهه خود به نزديكي شهرستان بافق يزد آمد، ولي موردحمله چند فرد غيرمحلي قرار گرفتند. يوزپلنگ مادر ناچار به فرار شد، 2 توله ازبين رفتند و سومين توله نجات يافت تا سالها نشانگر ناآگاهي ما ايرانيان درباره اين ميراث ارزشمند كشورمان باشد. ماريتا، نام توله يوزپلنگي بود كه بيش از 9 سال در پارك پرديسان تهران زندگي ميكرد و تنها يوزپلنگ آسيايي دنيا در اسارت به شمار ميرفت. براين اساس، جمعي از تشكلهاي غيردولتي كشور با همكاري پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي و به پيشنهاد انجمن يوزپلنگ ايراني در سال 1386، روز نهم شهريور را روز حفاظت از يوزپلنگ نامگذاري و تلاش كردند با برگزاري برنامههاي آموزشي متعدد در تهران و شهرها و روستاهاي اطراف زيستگاههاي يوز در سرتاسر كشور به آموزش مردم درباره اين گربهسان ارزشمند كشورمان بپردازند.
شكار در نهايت سرعت و دقت
يوزپلنگ آرام آرام و درحالي كه شكارش را زير نظر گرفته، به سمت آن ميرود. آنقدر ماهرانه و بيسر و صدا نزديك ميشود تا قوچ به وجودش شك نكند و حتي گاهي اوقات كه سرش را بالا كرده و به سمت او نگاه ميكند، يوزپلنگ آنقدر در جاي خود بيحركت ميماند تا جانور دوباره مشغول خوردن شود. پوست زيبا و خالدارش، باعث چنان استتار فوقالعادهاي ميشود كه ديدن آن را در ميان سنگها و بوتههاي كوتاه و بلند تقريبا غيرممكن ميسازد. آنقدر به قوچ نزديك ميشود تا به فاصله مناسبيبرسد. در اين لحظه، با تمام قوا به سمت قرباني غافلگير شده خود ميدود، دويدني كه بيشتر به پرواز ميماند! دستها و پاهاي بلند و ظريف جانور كه با هماهنگي خاصي بر زمين فرود ميآيد و ستون فقرات آن با انعطاف پذيري زيادي كه دارد، باعث ميشوند جانور بتواند گامهايي به طول 7 متر بردارد و با اين گامها، ظرف 2 ثانيه سرعت خود را از حالت ايستاده به 70 كيلومتر در ساعت برساند، ركوردي كه حتي براي بهترين اتومبيلهاي فرمول يك هم شايد دست نيافتني باشد! قوچ براي فرار از دست شكارچي تندرو خودش مجبور ميشود به سوي ارتفاعات بگريزد، ولي يوزپلنگ بسادگي خود را به قوچ ميرساند و مانع فرار آن ميشود. با دست به زير پايش ميزند تا زمين بخورد و بعد دندانهاي نيش خود را در گلوي قوچ بخت برگشته فرو ميكند تا جانور خفه شود و بدين سان، يكي از بديعترين و زيباترين نمايشنامههاي خلقت به اجرا درميآيد!
تقريبا هرجا كه سخني از يوزپلنگ به ميان ميآيد يا مطلبيراجع به آن نوشته ميشود، اولين چيزي كه گفته ميشود يا ذهن شنونده يا خواننده را به خود معطوف ميكند، آن است كه يوزپلنگ سريعترين پستاندار جهان است. در واقع شايد بتوان گفت همه اين جانور را با سرعت بالاي آن ميشناسند و مهمترين دليل شهرت آن، همين قابليت آن است ولي شايد كمتر كسي به اين فكر كرده كه اين جانور چگونه از اين قابليت برخوردار شده يا به عبارت ديگر، يوزپلنگ چگونه يوزپلنگ شده است.
سريعترين پستاندار دنيا نيازمند حمايت
تقريبا هر جا سخني درباره يوزپلنگ ميرود، از سرعت بالاي آن هم سخن به ميان ميآيد و شايد كمتر كسي نشنيده باشد كه اين جانور با حداكثر سرعت 110 كيلومتر در ساعت، سريعترين حيوان روي زمين است و حتي برخي تا 148 كيلومتر در ساعت را هم براي آن ذكر كردهاند اما به گفته محمدصادق فرهادينيا، يكي از موسسان انجمن يوزپلنگ ايراني و مشاور فعلي پروژه بينالمللي حفاظت از يوزپلنگ آسيايي، بررسيها نشان داده است سرعت يوزپلنگ به ندرت از 90 كيلومتر در ساعت تجاوز ميكند. جانور ميتواند در عرض 2 ثانيه از شروعي به حالت ايستاده، به سرعتي حدود تقريبا 70 كيلومتر در ساعت برسد و اين شتابياست كه حتي در بهترين اتومبيلهاي مسابقهاي هم ديده نميشود. در اين حالت، جانور در يك ثانيه 4 گام بلند برميدارد و در مجموع 28 متر را طي ميكند.
فرهادينيا ميافزايد: يوزپلنگ اين سرعت بالا را فقط ميتواند در مسافتهاي كوتاه حفظ كند، چراكه دويدن با سرعت بالا باعث ميشود جانور انرژي بسيار زيادي مصرف كند و پس از طي مسافت 400-300 متر، ديگر نتواند به دويدن خود ادامه دهد. به اين خاطر جانور هنگام شكار بايد بسيار حساب شده كار كند تا بتواند در همان چند صد متر اول، شكارش را به چنگ آورد. دويدن جانور معمولا به طور متوسط حدود 10 ثانيه طول ميكشد و اين خود امتيازي براي جانور خواهد داشت، چرا كه اين تعقيب كوتاه مدت باعث ميشود احتمال جلب توجه شكارگران ديگر كمتر شود. يوزپلنگ پس از دويدن بسيار آسيبپذير است، چون در اين حالت آنقدر خسته و ناتوان است كه حتي توان دفاع از خود را ندارد و ميتوان براحتي آنرا گرفت. لذا براي اينكه توان از دست رفتهاش را بازيابد، معمولا به 30 دقيقه استراحت نياز دارد. هنگام دويدن با هر گامي كه برداشته ميشود، ستون فقرات به بالا و پايين خم ميشود، سوراخهاي بيني گشاد ميشوند، سر به عقب و جلو حركت ميكند تا چشمهاي بزرگ جانور روي طعمه ثابت بماند و دم كشيده ميشود تا سر پيچهاي تند، تعادل جانور را در مقابل وزن آن حفظ كند. بالشتكها و همچنين پنجههاي كند و بدون حفاظ يوزپلنگ به هنگام چرخش يا توقف ناگهاني در حين دويدن با سرعت بالا، كمك شاياني به آن ميكنند.
يوزپلنگ در حالت استراحت، 60 بار در دقيقه نفس ميكشد، ولي وقتي با حداكثر سرعت ميدود، اين ميزان به 150 بار در دقيقه ميرسد. از نگاه ديگر قلب جانور هنگام استراحت، 120 تا 170 بار در دقيقه ميزند، ولي وقتي با سرعت ميدود، قلبش 200 تا 250 بار در دقيقه ميزند. روشن است كه توانايي يوزپلنگ براي پشت سر گذاشتن چنين نوسانهايي در ميزان تنفسش، بايد يكي از سازگاريهاي مهمي باشد كه اين جانور كسب كرده است. يوزپلنگ سر كوچك و بدن متراكميدارد كه يكي از عوامل كاهش مقاومت هوا هنگام دويدن است. منافذ بيني آن نيز بزرگتر شده و در نتيجه، به جانور اجازه ميدهد حين دويدن به سمت شكار، اكسيژن را بيشتر و سريعتر وارد ريههاي خود كند. افزون بر اين، وقتي كه پس از يك تعقيب و گريز خستهكننده و با سرعت بسيار بالا، طعمه خود را به چنگ آورده و گلوي آن را ميفشارد، ميتواند هواي بيشتري را به ريههاي خود وارد كرده و به اينترتيب هر چه زودتر نيرو و توان از دست رفته خود را بهدست آورد. يوزپلنگ ريهها و ناي بزرگي دارد، درنتيجه اكسيژن بيشتري وارد ريههاي آن شده و سپس به سرعت و با قدرت زياد توسط قلب قوي و بزرگ جانور و از طريق شريانهاي بزرگ و قوي آن به تمامي سلولهاي بدن پمپ ميشود. كبد و آدرنالهاي بزرگ اين جانور نيز با ذخيره و آزادسازي مقادير عظيم گلوكز براي تأمين انرژي يكي از ويژگيهاي منحصربهفرد يوزپلنگ براي سريع دويدن به شمار ميرود. همين ويژگيهاي استثنايي موجب شدهاند سابقه استفاده از يوزپلنگ در شكار و همراهي آن با انسان، به بيش از 5000 سال پيش برگردد كه در آن زمان سومريان اين جانوران را تربيت كرده و براي شكار با خود همراه ميساختند.
متاسفانه در حال حاضر سريعترين حيوان روي زمين با سرعت به سمت انقراض ميدود، مگر اينكه تمام انسانهاي كره زمين كمك كنند تا اينگونه حفظ شود. البته در اين ميان ما در جلوگيري از انقراض يوزپلنگ نقش مهم و كليدي به عهده داريم، چرا كه ايران آخرين سنگرگاه اين جانور در قاره آسيا محسوب ميشود و70 تا 100 قلاده از جمعيت جهاني اين جانور در كشور ما زندگي ميكنند. بنابراين آينده يوزپلنگ در آسيا در دستان ما ايرانيان است.
بهاره صفوي
|
زنجان - خبرگزاری مهر: برغم گزارشات متعدد از خطر نابودی مردان نمکی در خبرگزاری مهر و سایر رسانه ها و وعده های مسئولان ، امروز مردان نمکی در آستانه حذف کامل از تاریخ قرار گرفته اند. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر در زنجان، پس از انتشار مستند تشریحی - تصویری مهر تحت عنوان" وقت مرثیه سرایی برای مردان نمکی فرا رسیده است" میراث فرهنگی نمابری به همه رسانه ها فکس کرد که در آن عنوان شده است: "موزه مردان نمکی در عمارت ذوالفقاری زنجان راه اندازی می شود. موزه باستانشناسی و مردان نمکی در عمارت تاریخی ذوالفقاری زنجان در خرداد ماه سال جاری راه اندازی خواهد شد و با افتتاح موزه مذکور، مردان نمکی در داخل محفظه های جدید قرار خواهند گرفت. این محفظه ها کاملا استاندارد بوده و مجهز به سیستم هوشمند کنترل دما، رطوبت و گرد و غبار هستند و با نصب این سیستم، مردان نمکی در شرایط بهتر و مناسبتری حفظ شده و به نمایش در خواهند آمد. با توجه به اینکه مومیایی های معدن نمک چهر آباد به صورت طبیعی خشک شده اند پس از گذشت چهار سال از کشف آنها، خوشبختانه تاکنون مشکل خاصی در حفاظت آنها ایجاد نشده است". اما تنها چیزی که در این مدت محقق نشد وعده مسئولان در خصوص حفظ و حراست از این آثار ارزشمند است به گونه ای که هم اکنون آثار تاریخی زنجان به خصوص مردان نمکی روبه نابودی است و یکی از مردان نمکی متلاشی شده است این درحالی است که تصمیم گیران میراث فرهنگی بدون هیچ دغدغه ای با خیالی آسوده از کنار میراث فرهنگی و گردشگری استان زنجان عبور می کنند.
میراث فرهنگی و آثار تاریخی در عصر حاضر به عنوان سرمایه هایی بی بدیل برای کسب درآمدهای کلان محسوب می شوند که این امر در ایران و به خصوص در استان زنجان تنها در حد یک نام است. گرچه استان زنجان به لحاظ برخورداری از زیر ساختهای گردشگری توانایی تبدیل شدن به قطب گردشگری دارد، ولی این سئوال که چگونه این زیرساخت ها می توانند در جذب گردشگر میسر باشند به عنوان یک پرسش بی پاسخ از مسئولان گردشگری استان زنجان همچنان مطرح است. تهدید و تطمیع پاسخ پیگیریهای خبرنگار مهر مسئولان گردشگری و میراث فرهنگی استان زنجان که مانند مسئولان ارشد میراث فرهنگی کشور از جواب دادن به سئوالات خبرنگار مهر طفره می روند و از دعوت کردن خبرنگاران خبرگزاری مهر به برنامه ها خوداری می کنند در عین حال در بسیاری مواقع با زبان تهدید یا تطمیع سعی در توجیه عدم توجه خود به میراث فرهنگی استان زنجان دارند و با حربه به خبرنگاران وعده سعی در توجیه عملکرد خود دارند. یکی از وعده هایی که تحقق آن می توانست موجی از شادی در میان دوستداران میراث فرهنگی ایجاد کند و با گذشت دو ماه از آن هنوز شکل واقعیت به خود نگرفته مجهز کردن موزه مردان نمکی استان زنجان به محفظه های ویژه نگهداری مردان نمکی بوده است. البته باید یادمان باشد اگر واقع بینانه به مسئله نگاه کنیم اصولا چیزی از مردان نمکی باقی نمانده که برای آنها محفظه درست کنیم و تنها مرد نمکی شماره چهار نسبتا سالم مانده اند و بقیه متلاشی شده اند. میراث فرهنگی استان زنجان که امروز هیچ کسی در آن پاسخگوی فاجعه پیش آمده بر سر مردان نمکی و سایر آثار تاریخی نیست در غیبت مدیر کل سازمان که همیشه در مسافرت است تا کنون نتوانسته به وعده خود در خصوص تجهیز نمودن مردان نمکی به سیستم ویژه نگهداری عمل نماید. یکی از راهنمایان موزه مردان نمکی با اشاره به وضعیت بسیار نامطلوب نگهدای از مردان نمکی می گوید: قرار بود خردادماه سال جاری نسبت به مجهز کردن موزه مردان نمکی به محفظه های ویژه اقدام شود که تاکنون این امر میسر نشده است. وی که خواست نامش فاش نشود با اذعان به اینکه در زمان حاضر وضعیت نگهدای مردان نمکی به هیچ وجه مطلوب نیست به روند نابودی مردان نمکی معدن چهره آباد اشاره کرد و افزود: حتی در صورت نگهدای کردن مردان نمکی در محظه های ویژه با توجه به وضعیت نگهداری کنونی آنها، دوام چندانی برای مردان نمکی میسر نیست. وی تصریح کرد: هم اکنون مردان نمکی در شرایط نامناسب نگهداری می شوند و به صورت ماهانه یا سالیانه مورد بازدید قرار می گیرند که البته این بازدیدها تاثیری به حال آنها ندارد.
محفظه نگهداری مردان نمکی در زنجان شبیه آکواریوم های نگهداری ماهی است با این تفاوت که درزهای آکواریوم ها معمولاچسب نخورده اند اما محفظه نگهداری مردان نمکی برای حفاظت شیشه شاید هم جلوگیری از وا رفتن آن، چسب کاری شده است. امروز گردشگران داخلی و خارجی در حالی نظاره گر از بین رفتن تدریجی مردان نمکی هستند که اگر اجساد مردان نمکی در زیر خروارها نمک معدن چهرآباد باقی می ماند، آنها هم اکنون سالم بودند. مردان نمکی امروز در حسرت روزهای خاک هستند و آروز می کنند کاش هرگز از زیر خوارها خاک و نمک بیرون نیامده بودند و در نقطه ای دیگر بودند تا کسی ارزش تاریخی آنها را می دانست و آنها را در زیر نور آفتاب، رطوبت و چکه های آب باران رها نمی کرد. خوش به حال مرد نمکی شماره 6 تاکنون جسد 6 انسان نمکی از معدن نمک چهرآباد کشف شده است. نخستین جسد معروف به "مرد نمکی" در زمستان سال 1372، مرد نمکی 2 و 3 به صورت اتفاقی و طی کار باطله برداری بولدوزر توسط معدن کاران در سال 1383، مردان نمکی 4 و 5 طی کاوش های باستانشناسی در سالهای 1383 و 84 کشف شدهاند. ششمین مرد نمکی نیز هنگام بارندگیهای ماه خرداد سال 76 نمایان شد که به علت نداشتن مجوز کاوش دوباره با نمک پوشانده و مدفون شد که می توان گفت خوش به حال مرد نمکی شماره 6. از این مجموعه مرد نمکی 4 سالم ترین و کاملترین جسد نمکی به دست آمده از معدن چهر آباد محسوب میشود که علیرغم آسیب دیدگی به هنگام مرگ تقریبا بیشتر قسمتهای بدن شامل مجموعهای از استخوانها و بافت نرم که بر اثر از دست دادن آب بدن کاملا خشک شده سالم باقی ماندهاند. پیش از کاوشهای باستانشناسی در سالهای 83 و 84 در این معدن نمک، بر اساس یافتههای 12 سال پیش تصور بر این بود که معدن، محل کشته شدن شاهزاده ساسانی و یا نماینده هیئت حاکمه اقوام سکایی در سده هشت پیش از میلاد بوده است، اما با کاوشهای یاد شده مشخص شد که همه مومیاییهای مکشوفه از معدن، کارگران و معدن کارانی بودند که در نتیجه ریزش معدن و فرو ریختن دیواره ها و سقف و تونلها کشته و مدفون شدهاند. طبق آزمایشهای سالیابی کربن 14 مرد نمکی 3 ، 4 ، 5 ، مربوط به دوره هخامنشی با قدمت حدود 2300 سال و مرد نمکی 1و 2 مربوط به دوره اشکانی و اوایل ساسانی با قدمت حدود 1800 سال قبل است. بر این اساس و با توجه به شواهد و مدارک موجود، ریزش تونلهای معدن چهر آباد، دست کم دوبار و با فاصله زمانی حدود 500 سال رخ داده است. |

سلطان سليم در برابر شاه اسماعيل
23اوت سال 1514 ميلادي (دوم شهريور در 494 سال پيش)، دشت چالدران در نزديكي خوي صحنه نخستين و در عين حال قاطعترين جنگ عثماني (تركيه) و ايران بود. هدفهاي سليم اول سلطان عثماني از لشكر كشي به ايران عبارت بود از: جلوگيري از گسترش مذهب شيعه اثني عشري كه مذهب رسمي ايرانيان اعلام شده بود به متصرفات عثماني و پيوستن شيعيان قلمرو عثماني به دولت تازه تاسيس صفوي ايران؛ ضميمه كردن مناطق كردنشين شمال غربي و محل سكونت تركمان ها (در شرق تركيه امروز و شمال شرقي عراق كه آق قويونلوها و قره قويونلوها و بقاياي سلجوقيان بوده اند) به قلمرو خود، مانع شدن از گسترش و رشد «ايرانيسم»كه با روي كار آمدن شاه اسماعيل صفوي دوباره سربلند كرده بود.
در جنگ چالدران كه در آن شاه اسماعيل به دليل نداشتن اسلحه آتشين (توپ و تفنگ) و يك ارتش ملي (غير عشايري) شكست خورد، سلطان سليم تنها به يك هدف خود كه ضميمه ساختن قسمتي از مناطق كردنشين و تركمان نشين به قلمرو عثماني بود رسيد كه اينك دولت تركيه گرفتار مشكل ناشي از همين عمل است و با استقلال خواهي كردها دست و پنجه نرم مي كند.
سلطان سليم يكم پس از پيروزي در نبرد چالدران به سوي تبريز پيش راند و چهارم سپتامبر (14 شهريور) وارد اين شهر شد، اما بر اثر مقاومت مردم و جنگ و گريز نيروهاي محلي وفادار به شاه اسماعيل مجبور به بازگشت شد.
شاه اسماعيل تا زمان جنگ چالدران، مخالف اسلحه آتشين بود، توپ را سلاح کشتار جمعي و بكاربردنش را خلاف آيين جوانمردي مي پنداشت. به علاوه، نيروهاي او عمدتا از عشاير قزلباش بودند و وي فاقد يك ارتش ملي مركب از افراد همه نقاط كشور بود. جنگ چالدران بزرگترين جنگ شمشير با تفنگ در طول تاريخ است. تجربه همين جنگ است كه شوروي را بر آن داشت كه در سال 1949 داراي بمب اتمي، در سال 1953 بمب هيدروژني و در سال 1957 موشك قاره پيما شود و كشورهاي فاقد اين سلاحها اينك مي كوشند آنها را به دست آورند زيرا كه سازمان ملل آن طور كه بايد و شايد تاكنون نتوانسته است از جنگ و نسل كشي جلوگيري كند و محافظ كشورهاي كوچك و ضعيف باشد.
در راستای بازدید های ماهانه انجمن افراز از موزه های شهر تهران که از دیرباز در دستور کار گروه هنر قرار داشته است، بر آن شدیم که این بار موزه ایران باستان را جهت بازدید برگزینیم.

از تمامی هموندان انجمن فرهنگی ایران زمین و علاقمندان به فرهنگ و هویت ایرانی دعوت می کنیم در روز جمعه 2 امرداد ماه ساعت 9 صبح در برابر درب اصلی موزه ایران باستان حاضر باشند
گروه تاریخ انجمن افراز برگزار می کند:
برگزاری دوره آشنایی با تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران باستان
مکان : بنیان جمشید
(خیابان کریم خان زند، خیابان خردمند شمالی ، نبش کوچه اعرابی ، پلاک 2 طبقه دوم)
زمان : 5 شنبه ها ساعت 3 تا 5 بعدازظهر از ۱ امرداد ماه
شمار نشست ها : 4 نشست
نشست نخست _ تاریخ و تمدن ایران :
ایران چیست؟ ایرانی کیست؟ ایران یعنی چه؟ ایران کجاست؟ ایران از دید تاریخ و تمدن چه برتری نسبت به دیگر کشورها دارد؟ آیا سخن ما از فرهنگ و تمدن ایران، فقط به جهت تعصب ایرانی بودن ماست؟ زرتشت که بود و چه میگفت؟ تمدن ایرانی از کجا و چگونه آغاز شد و تا امروز چگونه پایدار مانده است؟ ایرانیان در آغاز دوران ماد در چه جایگاهی بودند و در دوران هخامنشی به کجا رسیدند؟ اسکندر مقدونی چرا و چگونه بر تخت کوروش و داریوش نشست؟
نشست دوم _ فراز و نشیب های ایرانیان :
نفوذ یونانی گری در ایران در دوران اشغال چه اندازه بود؟ پارتها که بودند و چگونه به اشغال ایران پایان دادند؟ اردشیر بابکان کودتا کرد یا انقلاب؟ دلیل قیام مزداپرستان و بنیانگذاری دولت ساسانی چه بود؟ دوران ساسانی، تاریک ترین دوران ایران باستان بود و یا روشن ترین آن؟ چگونه ساسانیان سدی در برابر تهاجم نظامی و تهاجم فرهنگی – دینی رمی ها و مسیحیان ایجاد کردند؟ مزدک و خسرو انوشه روان چه کردند؟ ایران در زمان خسرو پرویز به کجا رسید؟ چرا و چگونه ساسانیان سرنگون شده و کشور به اشغال اعراب درآمد؟ اسلام پذیری ایرانیان چه پیوندی با سرنگونی ساسانیان دارد؟ روند مسلمان شدن ایرانیان چگونه بود؟ اسلام با تمدن ایران چه کرد؟
نشست سوم _ زبان های آریایی - ایرانی :
خانواده زبان های آریایی چه جایگاهی در جهان دارند؟ چه زبانهایی را آریایی مینامیم؟ همسانی ها در زبانهای خانواده آریایی چگونه و از چه روست؟ نگاهی گذرا به برخی واژگان و اصطلاحات و نامهای یکسان و همریشه در میان زبان های هندی، ایرانی و اروپایی و سنجش آنها با یکدیگر. تاریخچه زبان و خط در میان ایرانیان باستان.
نشست چهارم _ آشنایی با زبان و خط پهلوی :
واژگان پهلوی با چه فرمول و شیوه ای به زبان فارسی دری راه یافتند؟ نگاهی به دسته بندی دبیره ها. برشماری ویژگی های دبیره های اروپایی و ایرانی و سنجش آنها با یکدیگر. آشنایی با "هام دبیره" پهلوی یا پهلوی شکسته (رایج ترین دبیره ایران باستان).
قابل توجه که کلاسها محدودیتی برای افراد ندارد و همه می توانند بصورت رایگان در آن شرکت کنند. برای آگاهی بیشتر با ۰۹۱۲۱۸۸۹۶۴۲ تماس بگیرید
گروه گردشگری انجمن افراز در تاریخ ۲۹ تیرماه ۱۳۸۸ برگزار کرد:
برگزاری تور یکروزه به هفت چشمه کرج (جاده چالوس)

به بهانه آبریزگان جشن تیرگان
برگزاری نمایشگاه اوقات فراغت شهرداری منطقه ۳ تهران
با حضور انجمن ها و نهادهای فرهنگی
و انجمن افراز
زمان: آدینه ساعت ۱۷ تا ۲۱
جایگاه: خیابان آفریقا(جردن) پارک صبا
(در ضمن لوح فشرده جشن بزرگ تیرگان در اختیار علاقمندان خواهد بود)
بازدید از موزه آبگینه
پژوهشی از کار گروه هنر انجمن افراز

مکان:میدان توپخانه،خیابان سی تیر موزه آبگینه
زمان:آدینه 12 تیر ماه،ساعت 9 بامداد
برای استفاده از امکانات انجمن و توضیحات سر ساعت حضور داشته باشید
نمایشگاه فرهنگی هنری جشنواره ملل
با حضور انجمن های مردم نهاد مناطق ۲۲ گانه
شهرداری تهران
و انجمن افراز
زمان: شنبه ۳۰ خرداد ماه ساعت ۹ صبح تا ۲۲ شب
مکان: پل گیشا،پارک گفتگو،غرفه انجمن افراز
همراه با عرضه محصولات فرهنگی
به منظور بررسی وضعیت کارگروه ها و مطرح کردن برنامه های در نظر گرفته شده برای اجرا در سال جاری و همچنین در جریان قرار گرفتن تمامی هموندان فعال در سایر گروه ها از گروههای دیگر شورای مرکزی در نظر دارد نشستی ماهانه در 5 شنبه آخر هر ماه داشته باشد تا هموندان علاوه بر آگاه بودن از فعالیتهای گروه های خود بتوانند با عملکرد سایر گروه ها و نیز دیگر هموندان خود آشنا بشوند.
زمان برگزاری اولین نشست:31 اردیبهشت ماه پنجشنبه ساعت 5 تا 7
مکان: خیابان میرداماد، نفت جنوبی، کوچه تابان، پلاک 10، موسسه بینش نو
به امید دیدار تمامی شما هموندان گرامی و همیشه یاور انجمن فرهنگی ایران زمین (افــراز)
انتخاب خانم سپیده مظاهری به عنوان دبیر گروه هنر در نخستین جلسه کارگروه هــــنـــر در سال ۱۳۸۸ (پنجشنبه ۱۷/۰۲/۱۳۸۸) پارک نظامی گنجوی انتخاب خانم تیراژه کرلو به عنوان دبیر گروه گردشگری در نخستین جلسه کارگروه گردشگری در سال ۱۳۸۸ (آدینه ۱۸/۰۲/۱۳۸۸) پارک نظامی گنجوی انتخاب آقای کیوان افشین جو به عنوان دبیر گروه تاریخ در جلسه چهارم کارگروه تــــاریــخ در سال ۱۳۸۸ (پنجشنبه ۲۴/۰۲/۱۳۸۷) پارک سئول
در روز ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ نخستین جلسه شورای مرکزی جدید با حضور اعضای جدید و اعضای دوره پیش و قدیمی ها برگزار شد و پس از انتقال تجربیات دوستان زیر مسئولیت پذیرفتند:
۱ - نیلوفر پرزیوند (دبیری انجمن در سال ۸۸)
۲ - مهرنوش تنگستانی (ناظر گردشگری)
۳ - مرتضی محقق (ناظر هنر)
۴ - آیدا آبادپور (ناظر تاریخ)
۵ - مصطفی محمدی (ناظر ادبیات)
اعضای جایگزین: گیتا مشایخی و الهام عسگری راد
میهمانان: علیرضا افشاری، کاوش ساعی، احسان کرمی (بازرس سال ۸۸)، سپیده مظاهری، آتوسا جهاندیده و کیوان افشین جو
گزارش: کیوان افشین جو
مجمع عمومی سالیانه انجمن فرهنگی ایران زمین در روز آدینه 28 فروردین 1388 ساعت 16 در تهران، میدان هفت تیر، خیابان شهید لطفی، مجموعه هتلداری ماربین با حضور نزدیک به 40 تن از اعضای قدیمی و جدید انجمن افراز برگزار شد که طی آن دبیر انجمن آقای کرمی گزارش سالانه عملکرد انجمن را بطور کامل و جامع بیان کردند و از بسیاری از هموندان فعال در سال 87 تشکر نمودند، همچنین ناظران گروه های تاریخ (خانم آیدا آبادپور)، گروه گردشگری (خانم آتوسا جهاندیده)، گروه هنر (آقای کیوان افشین جو) و دبیر گروه ادبیات (خانم لیلا رستمی) در غیاب ناظر ادبیات (آقای محمد صادقی) به بیان گزارش عملکرد یکساله خود پرداختند. همچنین آقایان کاوه بقایی و کاوش ساعی بعنوان بازرسان انجمن ، گزارش های بازرسی و مالی انجمن را بیان نمودند.
در ادامه آقای علیرضا افشاری دبیر شورای عالی انجمن، مقدمات انتخابات شورای مرکزی سال 1388 انجمن افراز را آماده نمودند و اسامی کاندیداها را روی تخته سالن نوشتند و هموندان پس از پرداخت حق عضویت سالانه خود برگه رای دریافت نمودند و 5 نفر اعضای شورای مرکزی جدید و بازرس جدید را از میان کاندیداها انتخاب نمودند و در صندوق آراء ریختند و دوستان شورای عالی بدقت 35 رای به صندوق ریخته شده را با صدای بلند خواندند و شمارش کردند که از میان آراء خانم ها آیدا آبادپور، نیلوفر پرزیوند و مهرنوش تنگستانی و آقایان مرتضی محقق و مصطفی محمدی به شورای مرکزی راه یافتند و خانم ها عسگری راد و مشایخی به عنوان اعضای جایگزین انتخاب و آقای احسان کرمی بعنوان بازرس جدید با اقتدار انتخاب شدند.
در اینجا برای تمامی این دوستان آرزوی موفقیت روز افزون میکنیم و امیدواریم که دستاوردهای شوراهای گزشته را پاسداری کنند و روز به روز بر آن بیافزایند.
کیوان افشین جو
عضو مردم داری انجمن فرهنگی ایران زمین
اطلاعیه:
تشکیل مجمع عمومی سالیانه انجمن فرهنگی ایران زمین
آدینه 28 فروردین 1388 ساعت 16
تهران، میدان هفت تیر، خیابان شهید لطفی، مجموعه هتلداری ماربین
برنامه مجمع عمومی:
1- گزارش سالیانه شورای مرکزی سال 1387
2- گزارش دبیران کارگروه های چهارگانه انجمن در سال 1387
3 انتخابات برای گزینش شورای مرکزی سال 1388
آغاز بهکار شورای عالی انجمن افراز
از امسال شورای عالی انجمن افراز، یاریگر انجمن خواهد بود.
در مجمع عمومي ابتداي سال 1387 طرح شورای عالی انجمن افراز با رأي تأييدگر همهي باشندگان - منهاي 1 نفر - به تصویب رسید. پس از آن در طی چهار نشست، نخستین گروه از هموندان شورای عالی به تدوین هدفها، برنامهها و آییننامهی آن پرداختند. نتایج این رایزنیها در قالب نامهای با امضای هفت تن از هموندان قدیمی انجمن، سهشنبه هفدهم فروردینماه سال جاری تقدیم دبیر، بازرس و شورای مرکزی انجمن افراز شد که مورد تصویب آنان قرار گرفت.
بر این پایه، هدف از تشکیل شورای عالی انجمن افراز، بر عهده گرفتن وظايف هيأت مؤسس (مادهی 2-1-7 از اساسنامه، مبنی بر نظارت كلی بر روند فعاليت انجمن بهگونهای كه مغاير با اهداف مندرج در اساسنامهی انجمن و قوانين موضوعهی كشور نباشد، تدوين اساسنامه و تأييد انحلال انجمن) و ايجاد انگيزه در پيشكسوتان و فعالان پيشين انجمن جهت انتقال تجربيات، و همراهی و همكاری با اعضای شورای مرکزی در رفع مشکلات قانونی و ساختاری انجمن افراز، عنوان شده است.
وظيفههای این شورا عبارت هستند از:
1) مديريت مجامع عمومی سالانه (انتخابات و تغيير اساسنامه)؛
2) تأييد سياستگذاریهای كلان انجمن؛
3) رسيدگی به اختلافهای هموندان سطوح بالای انجمن (بنا به خواست دبیر یا بازرس)؛
4) مديريت «نامهی افراز» - كه جدا از خبرنامهی انجمن است؛
5) همفكری يا همراهی نمايندگان انجمن جهت ارتباط با استادان برجسته؛
6) همفكری يا همراهی با شورای مركزی انجمن در برنامههايی كه به نوعی نمايانگر فعاليتهای گستردهی انجمن – در سطح ملی يا جهانی – است؛
7) بایگانی یک نسخه از کلیهی سوابق انجمن (نامهنگاریها، معرفینامهها، گزارشها، دستآوردهای دیداری و شنیداری،...).
بر پایهی آییننامهی تصویبی، هموندان شورای عالی عبارت هستند از: دبيران و بازرسان پيشين انجمن كه سن آنها از محدودهی مجاز فعاليت در انجمن (30 سال) گذشته است؛ و هموندانی كه سن آنها از محدودهی مجاز فعاليت در انجمن گذشته است ولی كماكان فعال و ياريگر انجمن هستند (پس از تأييد شورای كنونی).
هموندان کنونی شورای عالی، سيما مشعوف، عليرضا افشاری، ليلا آريانپور، سياوش يوسفی، محمد ميرسجادی، مهدی جيرودی و شهين نعمتی هستند. علیرضا افشاری، از بنیادگذاران و بازرس دو دورهی نخست انجمن، توسط این شورا به عنوان دبیر برگزیده شده است.

دکتر رضا مریدی، نماینده ایرانی پارلمان ایالت اونتاریوی کانادا
پارلمان کانادا طرح رسمی شدن نوروز در این کشور را تصویب کرد. دکتر رضا مریدی نماینده ایرانی پارلمان ایالت اونتاریو میگوید که این حرکت در همپیوندی فرهنگی ایرانیان با جامعه کانادا بسیار مؤثر خواهد بود.
دویچهوله: آقای دکتر مریدی پارلمان کانادا اولین روز بهار را به عنوان «نوروز» نامگذاری کرد و در حقیقت طرح رسمیت نوروز را به تصویب رساند. این طرح با کوششهای شما به عنوان نمایندهی ایرانی پارلمان اونتاریو آغاز شده بود. برای ما توضیح بدهید که این طرح چه مراحلی را طی کرد تا به تصویب پارلمان کانادا رسید؟
دکتر رضا مریدی: من سال پیش لایحهی رسمی شدن نوروز را در پارلمان اونتاریو ارائه دادم و در آنجا با رای قاطع اعضای پارلمان از تمام احزاب سیاسی این لایحه تصویب شد و عید نوروز در ایالت اونتاریوی کانادا که بزرگترین ایالت کاناداست تصویب شد. بعد از انتخاب آقای مایکل ایگناتییف به عنوان رهبر حزب لیبرال کانادا در چند ماه پیش، بنا به سوابق آشنایی و دوستی که من با ایشان داشتم فکر کردم بهترین موقعیت است که ما بتوانیم عید نوروز را در پارلمان فدرال کانادا هم به تصویب برسانیم. به این ترتیب با ایشان و با دفترشان در مدت چهار پنج ماه در تماس بودم و اطلاعات لازم را در اختیارشان قرار دادم، تا این که حدود کمتر از دو هفته پیش، لایحهی نوروز از طرف آقای ویلفرد که همتای فدرال من در حوزهی انتخابی ریچموندهیل است، به پارلمان فدرال ارائه شد و خوشبختانه روز دوشنبه ۳۰ مارس با توافق همگی اعضا به تصویب پارلمان فدرال کانادا رسید.
آیا این لایحه با مخالفتهایی هم در پارلمان فدرال کانادا روبهرو بود، یا این که همه نمایندگان به آن رای مثبت دادند؟
در ابتدا ظاهرا حزب محافظهکار با قبول این لایحه موافق نبود، ولی چند روز طول کشید تا این که بین رهبران حزب لیبرال و احزاب دیگر گفتوگوهای پشت پرده انجام شد و توافق احزاب دیگر به دست آمد و قبل از این که این لایحه در پارلمان مطرح بشود، خوشبختانه آنها هم نهایتا قانع شدند که نوروز عید طبیعیست، عید زیباییست و رسمیت نوروز در کانادا به فرهنگ کانادا غنای خاصی میبخشد. روی این اصل آنها هم توافق کردند و این لایحه با رای همگی اعضای حاضر در جلسهی پارلمان به تصویب رسید.
به طور کلی نوروز قبل از این که در پارلمان کانادا به رسمیت شناخته بشود چقدر نزد دولت و مردم کانادا شناخته شده بود؟
ایرانیان مقیم کانادا بخصوص ایرانیان مقیم کلانشهر تورنتو که بیش از یکصدوده بیست هزار ایرانی در آنجا زندگی میکنند، از نقطه نظر فرهنگی و اجتماعی خیلی فعال هستند. به عنوان مثال، امسال در ایام نوروز بیش از ۲۰ میهمانی مفصل عید نوروز در جاهای مختلف شهر برگزار شد که در هرکدام حدود سیصد تا هفتصد نفر از ایرانیها شرکت کرده بودند. دو برنامهی چهارشنبه سوری بود که در هرکدام هزاران نفر، حتا در یکی فکر میکنم هشت نه هزار نفر ایرانی شرکت کرده بودند و در همهی این مراسم خوشبختانه برگزارکنندگان از تعدادی سیاستمداران کانادایی هم دعوت میکنند. نتیجتا ما تا آنجایی که توانستهایم سعی کردهایم جامعهکانادایی را با عید نوروز و سنتهایمان آشنا کنیم. همهی این اقدامات باعث شده است که ما بتوانیم ایران، ایرانی و فرهنگ ایرانی و عید نوروز را، که سمبل و یکی از نمادهای ما ایرانیان است، به مردم کانادا نشان بدهیم.
این به رسمیت شناخته شدن نوروز توسط پارلمان کانادا غیر از جنبههایی که شما به درستی اشاره کردید، جنبههای تبلیغی که برای فرهنگ ایران دارد، چه پیامد ملموسی برای جامعهی ایرانی ساکن کانادا میتواند داشته باشد؟
تصویب نوروز در کانادا از نقطه نظر سمبولیک و نمادین برای جامعه ایرانی در کانادا بسیار مهم است. برای این که جامعه ایرانی کانادا بعداز تصویب این لایحه بیشتر احساس وابستگی به این مملکت پیدا میکند. من در ارتباط با انتخاب خودم به عنوان نماینده پارلمان این را دقیقا حس کردم که جامعه ایرانی بعداز انتخاب من چقدر احساس در این مملکت مالکیت میکند. رسمیت عید نوروز هم دقیقا چنین حالتیدارد و به ما این قوت قلب را میدهد که این کشور میزبان، ما را به حساب میآورند و به عیدمان رسمیت میدهند و ما هم بخشی از این مملکت هستیم، ما هم در این مملکت سهمی داریم و ما هم درست است که ایرانی هستیم، ولی در ضمن کانادایی هم هستیم و در این کشور مثل سایر ملیتها پذیرفته شدهایم.
مصاحبهگر: میترا شجاعی منبع خبر: http://www.dw-world.de
پس از به رسمیت شناختن نوروز از سوی پارلمان ایالت آنتاریوی کانادا، در آمریکا هم لایحهای مشابه به کنگره ارائه شده است. گروهی از ایرانیان هم خواهان ثبت نوروز در تقویم رسمی سازمان ملل شدهاند.
مصاحبه با دکتر شاهین سپنتا
روز نخست نوروز در حال جستجو در اینترنت بودم که به سایتی برخوردم که پیشنهاد داده بود یه سری به سایت Live.com بزنم . با ورود به این سایت با صحنه عجیبی مواجه شدم ! سایتی در حد و بزرگی سایت لایو که همیشه در لیست ۱۰ , ۲۰ سایت برتر الکسا جای دارد و یکی از سایت های خدماتی شرکت مایکروسافت محسوب می شود بالاخره به مناسبت سال نو و نوروز تصویری بزرگ از تخت جمشید را بر روی صفحه اول این سایت قرار داده است . اشتباه نکنید ! این تصویر بر روی صفحه اینترنشنال لایو قرار گرفته و محدود به کاربران با آی پی ایران نیست ! این عکس که نمایی از پلکان ورودی تخت جمشید را نشان می دهد با قرار دادن اشاره گر موس بر روی جزء جزء این تصویر اطلاعاتی در مورد آن بخش از تصویر به شما می دهد . این حرکت نشان می دهد که حتی شرکت هایی مثل مایکروسافت هم نیم نگاهی به فرهنگ و تاریخ ایران دارند و چه بسا در سال های آینده این جور حرکت ها را از شرکت های مثل یاهو و گوگل ( البته در صفحه اول ) ببینیم .
تمام این مسائل روز به روز ما را به این امر بیشتر خوشحال و چه بسا وادار می کند که بیش از پیش به فکر ثبت جهانی پرونده نوروز میراث فرهنگی باشیم. امیدوارم مسئولان نهاد های داخلی بجای سنگ اندازی پیش پای ما نهادهای مردم نهاد که در راستای ثبت میراث معنوی و فرهنگی با تمام وجود و بدون چشم داشت فعالیت می کنیم، کمی نرمی به خرج داده و ما را با در اختیار قرار دادن امکانات مالی و مکانی مانند سالن های همایش ها، یاری نمایند.
به امید آن روز! کیوان افشین جو
سومين جشن نوروز با ياد مولانا

تالاری آذین شده توسط نشانه هایی از تخت جمشید و هخامنشیان و گل های رنگارنگ نوید دهنده سومین جشن بزرگ نوروز انجمن فرهنگی ایران زمین (افراز ) بود. تالار فردوسی دانشگاه تهران با جمعیتی نزدیک بر 850 نفر از ساعت17 که درهای ورود به سالن باز شده بود در جایگاههای خود توسط انتظامات سالن که لباسهای محلی بر تن داشتند، هدایت شده بودند ، منتظر برنامه نوروزی امسال انجمن افراز بودند.هر چند برنامه با 30 دقیقه تأخیر شروع شد، اما همگان در هنگام ورود به جشن با دکوراسیون جشن مشغول شدند و برخی نیز شروع به گرفتن عکس نمودند.
نخست نمایشنامه ای زیبا و موزیکال با صدای فرهاد بر روی صحنه رفت، نمایشنامه ای با جنب و جوش فراوان و به همراه آن و با این نمایشنامه سفره هفت سین جشن بر روی سر ستونهایی از تخت جمشد چیدمان شد.
پس از آن مجری برنامه کاوه بقایی بازرس انجمن و از هم وندان انجمن فرهنگی ایران زمین پشت تریبون رفته و پس از خوش آمد گویی و شادباش پیشاپیش نوروز را به باشندگان جشن در سالن شاد باش گفت و سپس، از خواهران جهانگیری دعوت نمودند که به خواندن نیایش نوروزی از کتاب کهن اوستایی ایرانیان به زبان کهن اوستایی و ترجه هم زمان فارسی آن نمودند. پرده به کناری رفت و دو خواهر شروع به خواندن نیایشی اوستایی از گاتاهای زرتشت و ترجمه فارسی آن نمودند. برنامه ای متفاوت با برنامه ای که شرکت کنندگان در جشن های دیگر دیده اند و گویی برنامه ای جدید و جذاب برای باشندگان بود.
پس از اجرای بسیار زیبای این دو خواهر که با لباسهای سنتی زرتشتیان بر روی صحنه آمده بودند، نوبت به برنامه زیبای رقص عرفانی سماع رسید. برگزیدن نمایشی زیبا از درویش چرخان و رقص سماع در جشن نوروز نشانه ای از اعتراض انجمن فرهنگی ایران زمین به سازمان یونسکو جهت ثبت شاعر بزرگ ایرانی حضرت مولانا به نام کشور ترکیه بوده است و کاوه بقایی مجری برنامه با اشاره به این موضوع از نوازندگان و سماع کنندگان گروه تاسیان دعوت کرند که برنامه خویش را آغاز نمایند. پس از رقص زیبای درویش چرخان که توسط سه رقصنده ایرانی به همراه خواندن تکه هایی از چکامه های حضرت مولانا، گروه موسیقی با خواندن چکامه ای ملی به همراه دف و ضرب، باشندگان جشن تحت تأثیر قرار داده بگونه ای که با دست زدن های مداوم خود گروه را تشویق نمودند.
پس از این برنامه مجری با معرفی سیاوش معینی شاهنامه خوان 13 ساله ایرانی و یادآوری حماسه سرای بزرگ ایران حکیم ابوالقاسم فردوسی،پسری با جامه حکیم ابوالقاسم فردوسی بر روی صحنه رفت و شروع به خوانش شاهنامه نمود که در سالن شوری خاص ایجاد نمود و پس از پایان برنامه سالن با موجی از طنین تشویق های مردم زینت یافت و به استقبال برنامه بعدی رفت.
بی درنگ پرده به کناری رفته و گروه کردی رضوی سقز با لباسهای زیبای محلی و حرکتهای موزون شروع به اجرای برنامه خود نموند که این رقص با دست زدنهای مردم همراه شد و شادی را در تالار همایش دو چندان نمود. صدای دست زدنها بقدری زیاد بود که مردم اجازه نمی دادند گروه رقص کردی یک لحظه توقف داشته باشند.
پس از پایان رقص کردی، کاوه بقایی از جکامه سرا دکتر بادکوبه ای دعوت کردند که به صحنه بیایند و ایشان بر صحنه آمدند و پس از خوانش چکامه بهاران و چکامه بانو که برای شیر زنان ایرانی سروده بودند و خانمهای جشن را به شوق آوردند نوبت را به چکامه جاودانی وطن دادند. ایشان با خوانش با شکوه چکامه وطن، شوری در تالار ایجاد نمودند که بارها خوانش چکامه ایشان توسط باشندگان در جشن و کف زدنهای ایشان قطع می گردید و ایشان برای خواندن این چکامه در حدود 15 دقیقه زمان جشن را به خود اختصاص دادند و پس از پایان این چکامه همگان برخاسته و به تشویق ایشان پرداختند.
همچنین در هنگام نشستن شرکت کنندگان فردی از میان جمعیت به ناگاه برخاست با خواندن شعری در باب نوروز و وطن بدون برنامه ریزی قبلی با تشویق مردم رو به رو شد و همگان او را نیز تشویق نمودند.
سپس کاوه بقایی، از دبیر اجرایی برنامه که سمت مدیر روابط عمومی انجمن فرهنگی ایران زمین افراز را نیز بر عهده داشتند دعوت کردند که برای معرفی انجمن به صحنه بیایند. کاوش ساعی دبیر اجرایی برنامه از پشت پرده وارد گردید و بسیار خودمانی و صمیمی از حضور باشندگان تشکر کردند و سپس بسیار ساده گفتند بنده یک کاغذی داشتم که برای این قسمت از برنامه باید می خواندم اما گمش کردم به همین دلیل هر چی به ذهنم بیاد برایتان می گم و سپس با داستانی زیبا نحوه تشکیل انجمن افراز و ادامه دار شدن و افزایش هم وندان آن را توضیح دادند. پس از آن از همگان دعوت کردند در صورت علاقه مندی فرمهای هم وندی را پر کرده و به انجمن بپیوندند. ایشان از آقای دکتر خانکی رئیس موسسه بین المللی فرهنگ ها و تمدنها، مهندس فائقی، آقای فریدون عمو زاده خلیلی که پیام ایشان برای نوروز زینت بخش بروشور انجمن نوروزی انجمن افراز بود، دکتر فریدون مجلسی که پیامی خصوصی برای جشن نوروز انجمن افراز داده بودند، دکتر بقایی (ماکان)، دکتر ثاقب فر، دکتر دهباشی، دکتر دادبه تشکری ویژه کردند. کاوش ساعی در پایان سخنانش گفت:اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد که در این زمان همه باشندگان جشن با تو هم نوا شدند و ادامه چکامه را خواندند که: من و ساقی به هم سازیم ... که ایشان هم نوایی باشندگان را قطع کرده و گفتند: نگویید من و ساقی بگویید ما و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم که همگان شروع به تشویق ایشان نمودند و از صحنه خارج شدند. پس از سخنان ایشان کلیپی از فعالیتهای انجمن فرهنگی ایران زمین افراز در سال های گذشته پخش گردید که در این کلیپ تمامی عکسهای چندین ساله همایشها، سفرها، موزه ها به همراه استادانی که این انجمن را یاری نمودند پخش گردید. پس از پایان آن و تشویق باشندگان ، مجری برنامه اقدام به معرفی گروه رقص آذری گروه آذربایجانی شنلیک نمودند. پرده کنار رفت و دو نوازنده آذری شروع به نواختن نمودند و گروه آذری با لباسهای قرمز و مشکی زیبای آذری وارد صحنه شدند. رقص پای زیبای لزگی آذری به همراه کوبشهای که همگی ریشه در گروه موسیقی و حرکات موزون فولکلوریک آذربایجان داشت، جمعیت را یک لحظه بر روی پای بند نمی کرد. 4 نفر رقصنده چیره دست آذری و دو نفر نوازنده با حرکات بسیار حرفه ای بیش از پیش بر زیبایی جشن افزودند، زمانی که رقص و موزیک پایان یافت و همگان دست زدند، همه در این اندیشه بودند که رقص تمام شد ، اما به ناگاه یک نفر رقصنده دیگر با غریوی زیبا به درون دایره رقصنده های آذری وارد گردید و شروع نمود به رقص زیبایی که دوباره سالن را به وجد آورد و بقیه رقصندگان نیز او را همراهی نمودند. برنامه آذریهای بسیار با شکوه با حرکت و غریوی دسته جمعی پایان یافت و جمعیت بی مکث و پایان شروع به زدن دست کردند.
سپس احسان کرمی دبیر انجمن فرهنگی ایران زمین ( افراز) بر پشت تریبون رفته و اقدام به خواندن بیانیه ای 5 بندی نمود که شرح آن به پیوست می باشد و پس از پایان هر کدام از بندها با تشویق باشندگان به نشانه تأیید، ادامه بیانیه را می خواندند.
در پایان برنامه کلیپی زیبا از سرود ای ایران که در برگیرنده تمامی نشانه های ایران بود، پخش گردید و همه باشندگان برخواسته و یک نوا سرود ای ایران را به همراه کلیپ خواندند و در حین خواند ن سرود بانوان با لباسهای محلی بر روی صحنه رفته و آقایان برگزار کننده در زیر صحنه برنامه کنار یکدیگر ایستاده و سرود ای ایران را هم نوایی نمودند و پس از پایان برنامه همگان با دست زدنهای بدون وقفه برگزار کنندگان جوان جشن را تشویق نمودند و درخواست گرفتن عکس با برگزار کنندگان در کنار سفره هفت سین چیده شده بر روی ستونهای تخت جمشید را نمودند و برگزار کنندگان با شکیبایی به این درخواست ها پاسخ دادند.
در پایان برنامه از باشندگان پذیرایی گردید و دگر بار انجمن فرهنگی ایران زمین جشن نوروز خود را بزرگتر و باشکوه تر در کانون علم و اندیشه برگزار نمود.
با ثبت نظر این بیانیه را تایید و در گسترش آن ما را یاری کنید
بيانيهي جشن نوروز در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۷
ای آفريدگار پاک، تو را ستايش میكنيم و از تو ياری میجوييم برای پايداری و سرافرازی ميهن پرافتخار خود؛ برای پايندگی سرزمينی كه نخستين جايگاه شناسایی تو و گهوارهی پرورش آزادگانِ توست؛ و برای كاميابی ملت بزرگوارمان و همهی آنانی كه وفادار به تو، و راه راستی بودهاند.
۱- همايش «جشن بزرگ نوروز»، عصر شنبه بيستوچهارم اسفندماه ۱۳۸۷ خورشيدي، به منظور تلاش برای ثبت جهانی نوروز و گسترش فرهنگ شادي، در تالار فروسی دانشگاه تهران برگزار شد.
۲-«انجمن فرهنگي ايرانزمين» (افراز)، برگزاركنندهي همايش، مراتب سپاسگزاري ژرف خود را از مراكز ياريگر، بهويژه انجمن اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، و همچنين استادان ارجمند و دوستداران فرهنگ ايران ابراز مينمايد و اميد است در اجراي مسؤوليتي كه بر دوش گرفته، كامياب بوده باشد.
۳- سرزمین ایران در گذشتههاي تاريخ، سرزمین شادیها بوده است و این شادیها همانا نشانی بودند از ستایش خداوندی که شادی را برای انسان آفریده است. از این رو با توجه به بیانیه جشن تیرگان این انجمن در تاریخ ۲۹ تیر ماه ۱۳۸۷ ؛ از سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری خواستار رسیدگی و به جریان انداختن پرونده های ثبت ملی شادروزهای باستانی هستیم. جشن هایی همچون تیرگان، مهرگان، سده، اسفندگان و.... که اهمیت یافتنشان، هم از منظر اتحاد ملی مهم است و هم از زاویهی پاسداشت فرهنگ ملی در برابر فرهنگهایی که با سنتهای ما در تضاد هستند.
۴- نوروز یکی از جشنهای بزرگ ایرانی است که هر چند در طول تاریخ بی مهری هایی دیده اما همواره با همت مردمان این سرزمین ،گسترده و با شکوه برگزار گردیده است. با توجه به بیانیه دومین همایش بزرگ نوروز در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۶، انجمن افراز ضمن تشکر از «سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری» برای ثبت این گنجینه گرانبهای ایرانیان در فهرست آثار ملی ؛ برای سومین سال متوالی به عنوان نهادی برآمده از مردم، در کنار دیگر انجمن های مردمنهاد از نمایندگان یونسکو خواستار ثبت جهانی نوروز در فهرست آثار جهانی هستیم و مصراً از «سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری» به عنوان قلب تپنده میراثی که خاستگاه آن کشور ایران می باشد خواهانیم با همیاری دیگر کشورهایی که در آنها نوروز، جشنی ملی به شمار میآید نسبت به ثبت حوزهی فرهنگی جشن نوروز به عنوان پدیدهای تاریخی و دارای هویت و سرگذشتی مشترک اقدام نماید تا آنگاه همهی بزرگیهای این سرزمین، از آنِ همهی فرزندانش باشد، و ثبت دیگر شاخصهای فرهنگی در قالب این گسترهی پهناور صورت گیرد. شاید این حرکت، نقطهشروعی سازنده برای برگشت فرزندانی - که مهر مادر را از یاد بردهاند - به گِرد اُجاق هزاران سالهی خانوادهی بزرگ ایرانیان شود.
۵- انجمن افراز در ادامه ۲ بيانيه ي گذشته خواسته ها و دلنگرانی های فرهنگي خود را بار دیگر ابراز مي نمايد:
الف) اعتراض به بي دقتي نمايندگان يونسكو در ثبت جهاني شخصيت مولانا در فهرست آثار كشور تركيه و پیشنهاد برای بازگرداندن این پرونده و مطالعه بیشتر برای ثبت این اثر به عنوان یک اثر مشترک در حوزه ایران فرهنگی .
ب) ثبت ملي نشان كاملا ملي و نه سياسي و سلطنتي شيرو خورشيد سرخ كه در برهه اي از تاريخ نماد ايستادگي شيعيان در برابر تجاوزها و يورشهاي عثمانيان در زير نشان هلال – بوده است. نشانی كه با وجود تلاش هاي كشورهايي چون آمريكا و اسرائيل مبنی بر حذف آن از گروههای امدادرسانی، خوشبختانه هنوز دارای اعتبار جهاني است.
پ) جلوگیری از قطع درختان کهنسال به بهانه خرافه پرستی
ت) نگرانی شدید از ورود متروی اصفهان به حریم محوطه های میراث فرهنگی این شهر و تخریب روزافزون ميراث فرهنگی و ورود برخي نهادها به حریم مناطق حفاظتشده و پاركهاي ملي سراسر کشور
بدیهی است انجمن افراز و دیگر انجمن های مردم نهاد برای رسیدن به این اهداف همواره در کنار سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری خواهد بود.
سوگندياد ميكنیم تا جان در بدن داریم،از انديشه تو و نيكي در راه سرزمين وفاداران تو،ايران با فر شكوه،هيچ گاه روي نتابیم.
انجمن فرهنگی ایران زمین (افـــراز) برگزار می کند:
سومین جشن بزرگ نوروز

24 اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۳۰/۱۶ تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران
برنامه شامل:اجرای زنده موسیقی ملی
اجرای رقص آذری
اجرای رقص عرفانی (سماع)
اجرای رقص کردی
شاهنامه خوانی
خوانش پرشور شعرهای میهنی
نیایش نوروز
نمایشنامه نوروز
پخش چند نماهنگ
اجرای سرود ای ایران
پذیرایی